عبيد الله بن عبد الله ابن خرداذبه ( مترجم : سعيد خاكرند )
166
المسالك و الممالك ( فارسى )
چشمه آمد ، در كمين بود تا آنكه روزى ديگر همان ماديان از چشمه خارج شد ، همراه با كره ماديانى و بسيار از ماديانهاى ديگر . آنها در چراگاه پيوسته با حيوانات پادشاه درآميخته و مأنوس شدند ؛ با كره ماديانى از ماديانهاى پادشاه نزديكى كرد و كره ماديانى بزرگ و قوى . . . و بلند قامت زاده شد . چوپان شرح ماجرا را به ارباب خود بازگفت و پادشاه شادمان گشته ، همراه ملازمان قصد شكار كرد و به سوى چراگاه ماديانها به حركت درآمد تا بدان موضع رسيد ؛ پس به رام كننده امر كرد تا كرهاى از كره ماديانهاى تازه زاد و تكثير شده را به كمند خود درآورد ، و او با كمند كره ماديانى را گرفته ، زين بر پشتاش نهاد و سوار شد ؛ گويى بين آسمان و زمين پرواز مىكرد ، سست مهار و سبك خيز بود . چون پياده شد ماديانها با ديگر ماديانها در آميخته ، به زاد و ولد پرداختند و از چراگاهها پراكنده شدند ؛ برخى نيز به چشمه بازگشته ، پنهان شدند ؛ و از آن پس تا اين زمان چهار - پائى از چشمه بيرون نيامد و ظاهر نشد ، و جنس ماديانهاى خطلانى ( ختلانى ) از آنجا نشأت يافت و بازرگانى به نام عبد الله شخشى كه در بلخ و نواحى آن معروفيت دارد چهارپايى از آن نوع خريد كه طول آن از زمين سه ذراع در سه ذراع سياه و عرض آن نيز چنين بود . آنچه از شگفتيها روايت شده شهرى است به نام كس در فاصله دو روز راه از سمرقند ، و ميان آنها گردنهاى بزرگ و مرتفع قرار دارد و در آن سوى كس كوههاى برفى است كه برف تمام سالها بر آن مشخص باشد ، چنان كه اگر انسان تيزبينى قصد شمارش برف سالهاى گذشته را كند ، بر اين كار قادر است و ميان برف هر سال ، خط قرمزى است كه بر اثر گرد و خاك تابستان حاصل آمده و بر آن نشسته است و در آن برفها كرمهاى سفيد ، شبيه فيل باشند كه اگر سرازير شوند ، از . . . تا . . . سو . . . امتداد يابند ، از آن آب بسيار خارج گردد و با آنچه از برفها آب شود ، ادامه يافته و دامنهاش به كوههاى . . . مىرسد . كوههاى چشمهء بزرگ